|
مدافع ولایت علامه مصباح : مخالفت با ولي فقيه مخالفت با ائمه و بر اساس روايات در حد شرك بالله است.
|
|
سید مختار موسوی : بسم الله الرحمن الرحیم فاصله از کجاست تا به کجا ؟! « وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا [1]» ( و ما همچنان شما (مسلمین) را امت میانهای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است. ) گرچه صحبت درباب فرهنگ کهن شریفه بهبهان و درک منزلت منیفه بهبهانی ها وبیان حق مطلب در ماهیت اکتناهی فرهنگ وآئین این قوم مؤمن و والا میسور نیست .لیکن براساس " قاعده میسور" که فرموده اند : ( المیسورلایسقط بالمعسور) آب دربا را اگر نتوان کشید هم بقدر تشنگی باید چشید مردم شریف وفهیم دارالمؤمنین بهبهان ، در دوماه محرم وسفر که برخوان سید الشهد علیه الصلوات والسلام افتخار جلوس داشتند ، هم وغم خودرامتمرکز کرده بودند تا برای خدای سید الشهدا علیه السلام ثابت کنند؛ که آنها نیز از زمره (إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا[2]) هستند تا شاید مشمول این فضل ورحمت خدای باریتعالی قرار بگیرند (تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ[3]) وامیدوار بودند که بواسطه اشکهایی که در محرم وصفردرعزای اولیاء الله وشهدای راه حق وآزادی ریخته اند، و به کمک توشه ای که از ازین رهگذر برچیده اند ، خداوند دعای (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ ، صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ[4]) آنهارا در نمازهای یومیه مستجاب کند. ونهایت تلاش ودقت واحتیاط را بعمل آورده اند که مبادااز صراط مستقیم منحرف ووارد جرگه گمراهان شوند . (غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ[5]) این قوم خداجو وولایتمدار که عاشق اهل بیت هستند ، پس از شرکت در راهپیمایی عظیم اربعین ، در حماسه استکبارشکن 13 آبان شرکت نمودند وآن حماسه با شکوه را خلق کردند وبا شرکت خود دراین مراسم عبادی وسیاسی وسردادن شعار مرگ بر آمریکا ، شعار توحید ( لااله الا الله) را ترجمه عملی نمودند .و سپس درتعطیلات سه روزه آخر هفته ، به جای تفریح در تفرجگاههای شهر ، در خانه اهل بیت رفتند . و در سالروز شهادت شاه خراسان علی ابن موسی الرضا علیه السلام، درراهپیمایی تا قدمگاه خورشید شرکت کردند . وبا این روحیه توحیدی وانگیزه های عاشورایی در مصداق این آیات کریمه حرکت کردند ونشان دادند که دنیا ومتعلقاتش برای آنها بازی وبهانه ای برای تهیه وجمع آوری توشه آخرت بیش نیست . وبه فرمان مولایشان امیر المومنین علیه السلام از دنیا به بیش از مزرعه آخرت توقع وانتظاری ندارند . « وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ[6] » (این زندگانی چند روزه دنیا (اگر نه در پرستش حق و سعادت آخرت صرف شود) افسوس و بازیچهای بیش نیست، و زندگانی اگر مردم بدانند به حقیقتدار آخرت است (که حیاتش جاوید و نعمتش بیرنج و زوال است).) « وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» (و زندگی دنیا جز بازی و هوسرانی هیچ نیست و همانا سرای دیگر برای اهل تقوا نیکوتر است، آیا تعقل نمیکنید؟) از آنجایی که لازمه ضلالت وگمراهی وسقوط، ومقدمه غضب ومحرومیت از رحمت بی واسعه حضرت حق ، افراط و تفریط وباچشم وگوش بسته حرکت کردن در مسیرمنتهی به صراط مستقیم که صعب العبوروپُر از پرتگاههای مهلک است می باشد .ومع الاسف جمع کثیری دراین طریق به دلایل مذکوره ، وبی بصیرتی که ریشه در ضعف ایمان وتقوا دارد(إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا ) از پیش گمراه شده وبه فرموده قرآن کریم بسیاری را هم گمراه کردند . (وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا ) . چرا به جای اینکه مردم از سر سفره محرم وصفر به محفلی که فرصت بالفعل ساختن اندوخته های این دوماه برایشان فراهم شود ، آنهارا به محفل شنیدن سخنان لغو[7] وباطل[8] هدایت نموده اند ؟ « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِعِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ [9]» (و بعضی از مردم سخنان بیهوده را میخرند تا مردم را از روی نادانی، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهی را به استهزا گیرند؛ برای آنان عذابی خوارکننده است!) بنابراین نگارنده که هرگز مخالف تفریح های سالم وبرگزاری محافل شادی وفرح معقول ومشروع نبوده ونیستم ، از عقلا وبزرگان این قوم ولایتمدار( روحانیت معزز ، اساتید دانشگاه ونخبگان وفرهیختگان علمی وفرهنگی ، سازمان تبلیغات اسلامی ، هیئات مذهبی و... ) ومسئولین محترم این شهرتاریخی وکهن ، چند سوال دارم مبنی براینکه : آیا نمی شد ، به بهانه جشنواره بومی محلی وبه اصطلاح فستیوال فرهنگی و تشکیل مجلس شادی ونشاط وفرح برای جمعی از مردم ، راهی نزدیک تر به آن مسیری که اکثریت مردم شریف ومومن بهبهان در محرم وصفر طی کرده بودند ، برای شادی ونشاط مردم پیدا کرد ؟ که اینقدر فاصله با فطرت وروحیه توحیدی مردم خدا جو ومومن وولایتمدار بهبهان عزیز نداشته باشد ؟ آیا آنچه در این جشنواره اتفاق افتاده مرضی خدا واکثریت خلق خدا بوده است ؟ ویا تجانس وهمخوانی وسازگاری با فرهنگ اسلامی وروحیه توحیدی وفطرت خدا خواهی مردم شریف وفهیم وبا بصیرت این دیار دارد ؟ آیا نمی شد که درچنین فستیوالی افتخارات واقعی فرهنگی ومذهبی مردم بهبهان را بطور مستند ومستدل ، به رخ نسل نوجوان وجوان بهبهان کشید ، وموجبات خوشحالی وافتخارات آنهارا به داشتن چنین پشتوانه های فرهنگی ومذهبی فراهم نمود ؟! آیا نمی شد دراین فستیوال به افتخار جهان شیعه حضرت استاد کل علامه وحید بهبهانی علیرحمه والرضوان ، که الی الابد تا شیعه زنده است وفقه شیعی پویایی دارد زانوی تلمذ دربرابر این دانشمند بی نظیر که هنوز جایگزینی برآن آن در عالم شیعه خلق نشده است می زند بالید واز او وآثارش گفت ؟ آیا نمی شد درچنین جشنواره ای ازعلامه عبدالله بهبهانی رحمه الله علیه وآخوند ملا علی صاحب تفسیر بی نقطه وآیت الله ناظم الشریعه (ره) ودیگر علمای سلف گفت ونسل جوان را با آنها وآثارشان آشنا کرد ؟ آیا نمی شد که درچنین جشنواره هایی به سرداران ملی شهید این مرزوبوم شرادران سرلشکر دکتر مجید بقایی واسماعیل دقایی وصدرالله فنی ودیگر سرداران شهید و1104 شهید والامقام گفت وموجبات افتخاز وشعف مردم را فراهم نمود ؟! آیا نمی شد در اینگونه مراسمات از مادران شهیدان دعوت کرد وازآنها خواست تا با بیان خاطرات شاد ونشاط آور از عزیزان شهیدشان مجلس را مفرّح وشاد کنند ؟ آیا نمی شد دراین مراسم از داشنمندان وعلمای معاصر وجوانان فعال در عرصه های مختلف فرهنگی وعلمی که مسیرنیاگان شهیر وشهید خودرا می پیمایند وموفقیت های چشمگیری را تحصیل کرده اند دعوت نمود واز آنها راز ورمز موفقیتشان پرسید واز آنها تقدیر وتجلیل کرد ؟ کوتاه سخن اینکه ، چرا در شهر دارالمومنین بهبهان که آن همه افتخارات دارد، و پاسداشت هریک به منزله تعظیم وپاسداشت شعائرالهی است ورضای خدارا درپی خواهد داشت ، برنامه هایی اجرا نشود که انسان را به یاد خدا و عظمت آئین او بیندازد؟ وپرداختن به آنها وبزرگداشتشان نشانه تقوای دلها است . وموجبات افزایش وارتقای درجه ایمان وتقوای مردم دارالمومنین بهبهان است ؟؟؟!!! براستی آیا به غیر از آنچه اتفاق افتاده راهی برای شاد کردن مردم وجود نداشته است ؟! الاحقر سید مختار موسوی کوچک مردم شریف ومومن بهبهان پاورقی ها : [1] بقره /* 143 [2] فصلت / 30 (به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند،) [3] فصلت / 30 (فرشتگان بر آنان نازل میشوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!) [4] حمد / 6 و 7 (ما را به راه راست هدایت کن. راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی، ) [5] حمد /7(نه کسانی که بر آنان غضب کردهای؛ و نه گمراهان.) [6] عنکبوت /64 [7] تفسیر نور استاد قرائتی جلد 7 - صفحه 230 به تقل از تفسیر المیزان علامه طباطبایی (ره ) : (( كلمهى «لَهْوَ»، به معناى چيزى است كه انسان را از هدف مهم بازدارد. «لَهْوَ الْحَدِيثِ»، به سخن بيهودهاى گويند كه انسان را از حقّ باز دارد، نظير حكايات خرافى و داستانهايى كه انسان را به فساد و گناه مىكشاند. اين انحراف گاهى به خاطر محتواى سخن است و گاهى به خاطر اسباب و ملازمات آن از قبيل آهنگ و امور همراه آن. شخصى به نام نضربن حارث كه از حجاز به ايران سفر مىكرد، افسانههاى ايرانى- مانند افسانهى رستم و اسفنديار و سرگذشت پادشاهان- را آموخته و براى مردم عرب بازگو مىكرد و مىگفت: اگر محمّد براى شما داستان عاد و ثمود مىگويد، من نيز قصّهها و اخبار عجم را بازگو مىكنم. اين آيه نازل شد و كار او را شيوهاى انحرافى دانست.)) آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه در ذیل این آیه آورده است : (برخى مفسّران در شأن نزول اين آيه گفتهاند: افرادى كنيزهاى خواننده را مىخريدند تا برايشان بخوانند و از اين طريق مردم را از شنيدن قرآن توسط پيامبر باز مىداشتند، كه آيهى فوق، در مذّمت چنين افرادى نازل شد. ) در ادامه تفسیر نور در ذیل این آیه شریفه آمده است : ((اين آيه به يكى از مهمترين عوامل گمراه كننده كه سخن باطل است اشاره نموده است. در آيات ديگر قرآن، به برخى ديگر از عوامل گمراهى مردم اشاره شده كه عبارتند از: الف: طاغوت، كه گاهى با تحقير «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ» «3» و گاهى با تهديد مردم را منحرف مىكند. «لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ» «4» «1». تفسير الميزان. «2». تفسير نمونه. «3». زخرف، 54. «4». شعراء، 29. ب: شيطان، كه با وسوسههايش انسان را گمراه مىكند. «يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ» «1» ج: عالم و هنرمند منحرف كه با استفاده از دانش و هنرش ديگران را منحرف مىسازد. «وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ» «2» د: صاحبان قدرت و ثروت، كه با استفاده از قدرت و ثروت، مردم را از حقّ بازمى دارند. «إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا» «3» ه: گويندگان و خوانندگانى كه مردم را سرگرم كرده و آنان را از حقّ و حقيقت باز مىدارند. «يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» پیام ها 1- سرمايهگذارى براى مبارزه و تهاجم فرهنگى عليه حقّ، سابقهاى طولانى دارد. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ» 2- هر آنچه در مقابل حكمت قرار گيرد، لهو و مانع رسيدن به كمال است. «الْكِتابِ الْحَكِيمِ- لَهْوَ الْحَدِيثِ» (تعجّب از افرادى است كه حكمت رايگان پيامبر معصوم را رها كرده و بدنبال خريد لهو از افراد لاابالى مىباشند.) 3- ابزار مخالفان راه خدا، منطق و حكمت نيست، سخنان لهو و بى پايه است. «مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» 4- خريد وسايل لهو و امورى كه انسان را از كمال باز مىدارد، نشانهى جهالت و نادانى است. يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ... بِغَيْرِ عِلْمٍ 5- تناسب كيفر با عمل، نشانهى عدالت است. آنها كه حقّ را با تمسخر اهانت مىكنند، عذابشان اهانت آور و ذلّتبار است. يَتَّخِذَها هُزُواً ... لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ «1». نساء، 60. «2». طه، 85. «3». احزاب، 67. جلد 7 - صفحه 231 دورى از سخن و مجلس باطل : از ديدگاه اسلام، آهنگهايى كه متناسب با مجالس فسق و فجور و گناه باشد و قواى شهوانى را تحريك نمايد، حرام است، ولى اگر آهنگى مفاسد فوق را نداشت، مشهور فقها مىگويند: شنيدن آن مجاز است. امام باقر عليه السلام فرمود: غنا، از جمله گناهانى است كه خداوند براى آن وعدهى آتش داده است، سپس اين آيه را تلاوت فرمود: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ .... «1» بنابراين غنا، از گناهان كبيره است، زيرا گناه كبيره به گناهى گفته مىشود كه در قرآن به آن وعدهى عذاب داده شده است. در سورهى حج مىخوانيم: «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» «2» از سخن باطل دورى كنيد. امام صادق عليه السلام فرمود: «مراد از «قول زور» آوازه خوانى و غناست». «3» از امام صادق و امام رضا عليهم السلام نيز نقل شده كه يكى از مصاديق «لهو الحديث» در سورهى لقمان، غنا مىباشد. در روايات مىخوانيم: «4» غنا، روح نفاق را پرورش مىدهد و فقر و بدبختى مىآورد. زنان آوازهخوان و كسى كه به آنها مزد مىدهد و كسى كه آن پول را مصرف مىكند، مورد لعنت قرار گرفتهاند، همان گونه كه آموزش زنان خواننده حرام است. خانهاى كه در آن غنا باشد، از مرگ و مصيبت دردناك در امان نيست، دعا در آن به اجابت نمىرسد و فرشتگان وارد آن نمىشوند. «5» «1». كافى، ج 6، ص 431. «2». حج، 30. «3». «زور» به معناى باطل، دروغ و انحراف از حقّ است و غنا، يكى از مصاديق باطل است. «4». اين روايات در ابواب حرمت غنا در مكاسب محرّمه و كتب روايى آمده است. «5». ميزان الحكمه. جلد 7 - صفحه 232 آثار مخرّب غنا : 1. ترويج فساد اخلاق و دور شدن از روح تقوا و روى آوردن به شهوات و گناهان، تا آنجا كه يكى از سران بنىاميّه (با آن همه آلودگى) اعتراف مىكند: غنا، حيا را كم و شهوت را زياد مىكند، شخصيّت را درهم مىشكند و همان كارى را مىكند كه شراب مىكند. برخى انسانها از راه نوشيدن شراب و يا مصرف مواد مخدر خود را وارد دنياى بىخيالى وبىتفاوتى كنند، برخى هم از طريق شنيدن سخنان باطل و شهوتانگيزِ يك آوازه خوان، غيرت خود را ناديده مىگيرند و در دنياى بىتفاوتى به سر مىبرند. 2. غفلت از خدا، غفلت از وظيفه، غفلت از محرومان، غفلت از آينده، غفلت از امكانات و استعدادها، غفلت از دشمنان، غفلت از نفس و شيطان. انسانِ امروز با آن همه پيشرفت در علم و تكنولوژى، در آتشى كه از غفلت او سرچشمه مىگيرد، مىسوزد. آرى، غفلت از خدا، انسان را تا مرز حيوانيّت، بلكه پائينتر از آن پيش مىبرد. «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ» «1» امروزه استعمارگران براى سرگرم كردن و تخدير نسل جوان، از همهى امكانات از جمله ترويج آهنگهاى مبتذل، از طريق انواع وسائل و امواج، براى اهداف استعمارى خود سود مىجويند. 3. آثار زيانبار آهنگهاى تحريكآميز و مبتذل بر اعصاب، بر كسى پوشيده نيست. در كتاب تأثير موسيقى بر روان و اعصاب، نكات مهمّى از پايان زندگى و فرجام بدِ نوازندگان آلات موسيقى و گرفتارى آنها به انواع بيمارىهاى روانى و سكتههاى ناگهانى و بيمارىهاى قلبى و عروقى و تحريكات نامطلوب ذكر شده كه براى اهل نظر قابل توجّه و تأمّل است. «2» خوانندهى عزيز! خداوند، جهان را براى بشر و بشر را براى تكامل و رشد و قرب معنوى آفريد. او جهان آفرينش را مسخّر ما نمود و فرشتگان را به تدبير امور ما وادار كرد. انبيا و اوليا را براى هدايت «1». اعراف، 179. «2». تفسير نمونه، ج 17، ص 19- 27. جلد 7 - صفحه 233 ما فرستاد و آنان تا سرحدّ مرگ و شهادت پيش رفتند. فرشتگان را براى آدم به سجده وا داشت، روح الهى را در انسان دميد و بهترين صورت و سيرت را به انسان عطا كرد، قابليّت رشد تا بىنهايت را در او به وديعه گذاشت، او را با عقل، فطرت، و انواع استعدادها مجهّز نمود و تنها در آفرينش او، به خود آفرين گفت. «فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ» «1» آيا اين گل سرسبد هستى، با آن همه امتيازات مادّى و معنوى، بايد خود را در اختيار هر كسى قرار دهد؟ امام كاظم عليه السلام فرمود: به هر صدايى گوش فرا دهى، بردهى او هستى. آيا حيف نيست ما برده يك خوانندهى كذائى باشيم؟! آيا شما حاضريد هر صدايى را روى نوار كاست ضبط كنيد؟ پس چگونه ما هر صدايى را روى نوار مغزمان ضبط مىكنيم؟ عمر، فكر و مغز، امانتهايى است كه خداوند به ما داده تا در راهى كه خودش مشخّص كرده صرف كنيم و اگر هر يك از اين امانتها را در غير راه خدا صرف كنيم به آن امانت خيانت كردهايم و در قيامت بايد پاسخگو باشيم. قرآن با صراحت در سورهى اسراء مىفرمايد: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا» «2» گوش و چشم و دل همگى مورد سؤال قرار مىگيرند. آرى انسان بايد نگهبان چشم و گوش و دل خود باشد و اجازه ندهد هر ندايى وارد آن شود. در حديث مىخوانيم: دل، حَرَم خداست، نگذاريد غير خدا وارد آن شود. «3» اسلام، براى برطرف كردن خستگى و ايجاد نشاط، راههاى مناسب و سالمى را به ما ارائه كرده است؛ ما را به سير و سفر، ورزش و شنا، كارهاى متنوّع و مفيد، ديد و بازديد، گفتگوهاى علمى و انتقال تجربه، رابطه با فرهيختگان و مهمتر از همه ارتباط با آفريدگار هستى و ياد او كه تنها آرامبخش دلهاست، سفارش كرده است. چرا خود را سرگرم لذّتهايى كنيم كه پايانش، ذلّت و آتش باشد. حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «لا خير فى لذة من بعدها النار» «4»، در لذّتهايى كه پايانش دوزخ است خيرى نيست. «من تلذذ لمعاصى الله اورثه الله ذلا» «5» هر كس با گناه و از طريق آن لذّتجويى كند، خداوند او را خوار و ذليل مىنمايد. «1». مؤمنون، 14. «2». اسراء، 36. «3». بحار، ج 67، ص 25. «4». ديوان امامعلى عليه السلام، ص 204. «5». غررالحكم، 3565. تفسير نور(10جلدى)، ج7، ص: 234 [8] از نظر جرجانی هر امر بى فايده و فاقد نتيجه كه تنها ظاهرى درست و نيكو دارد «باطل» است.[ التعريفات، ص19.] [9] لقمان / 6 برچسبها: فستیوال یا جشنواره فرهنگی بومی محلی بهبهان [ دوشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۷ ] [ 17:1 ] [ سید مختار موسوی ]
|
||